ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

316

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

يكسان بدان . هرگز بيش از اندازهء ضرورت از آن مال مستان . به كسى تكليف شاق مكن مردم را بتلخى حق آشنا كن زيرا تحمل تلخى حق موجب دفع بليات و آفات است . رفاه و خشنودى عموم را در نظر بگير . بدان تو در ايالت و ولايت خود فقط يك نگهبان و حامى و دربان و ضابط و حافظ و چوپان هستى . رعيت را براى اين رعيت مىخوانند كه تو راعى و قيم و نگهبان و خادم آنها باشى . چيزى كه از آنها دريافت مىكنى باراده و ميل و رغبت و باندازهء استطاعت آنها باشد كه بايد باصلاح حال و انجام كار و استقامت زندگانى و درست كردن نادرستىها صرف شود . تو براى اداره و نگهبانى آنها بايد اشخاص خردمند و آزموده و سياستمدار و عفيف و كاردان و شريف را انتخاب كنى و بگمارى : بر روزى و عايدات رعيت بيفزا كه اين يكى از حقوق واجبه تو مىباشد و بايد نسبت برعيت ادا شود كه تو نگهدارى و حمايت آنها را بر عهده گرفتى و اين حق شناسى و انجام وظيفه براى استحكام كار و دوام عمارت تو سودمند و لازم مىباشد . هيچ چيز ترا از اين كار كه رعيت نوازى باشد باز ندارد . اگر تو نسبت برعيت مهربان و حق شناس و وفادار و نگهبان باشى يك عمل واجب را انجام مىدهد و با همان عمل واجب و اداء وظيفه مستوجب ازدياد نعمت خداوند خواهى بود و همان كار موجب سرفرازى و باعث جلب محبت رعيت مىباشد و آسايش و امن و رفاه و نظم با مراقبت تو صلاح و اصلاح و آبادى و ازدياد خير و بركت و افزايش حاصل و عمارت بلاد را تامين مىكند و ازدياد حاصل و افزايش نفع مىتوانى عموم مردم را از خود خشنود كنى و از بهره آن هم سپاه را خوب اداره كنى كه منافع آبادى و عمران و كشت و زرع و بازرگانى و رفاه حال عامه بر تو و بر سپاه تو بر رعيت تو عايد خواهد شد و با همين تدبير نيك‌نام و سياستمدار و دادگر و مهربان مىشوى كه حتى دشمن در قبال تو ناتوان خواهد شد و تو مردى عادى و قوى و داراى نيرو